رفتن به محتوا
۰
سبد خرید ۰ محصول

سبد خرید شما خالی است.

رفتن به سبد خرید
۰
سبد خرید ۰ محصول

سبد خرید شما خالی است.

رفتن به سبد خرید
موجود در انبار

ای کاش زودتر

۱۵۵,۰۰۰ تومان
موجودی: ۷ عدد

۷ در انبار

🛒در سبد خرید چند کاربر دیگر هم قرار گرفته
انتخاب مطمئن برای خرید امروز
قیمت عمده برای خرید تعداد بیشترخرید عمده
از ۵ عدد۵% تخفیف۱۴۷,۲۵۰ تومان
از ۱۰ عدد۱۵% تخفیف۱۳۱,۷۵۰ تومان

توضیحات

 کتاب ای کاش زودتر

کتاب ای کاش زودتر به قلم آقای سید احمد رضوی است. این کتاب در دسته برنا ( کتاب نوجوان) نشر معارف به چاپ رسیده و به بازار عرضه شده است. کتاب حاضر از مجموعه کلاس آگاهی است که شامل دوره ۳ جلدی است ؛ آزادی ممنوع و باسواد از دیگر عناوین این مجموعه ارزشمند هستند. در این دوره سه جلدی که با قلم توانای نویسنده به صورت گفتگوی دوستانه بین استاد و شاگردان داستان جلو می‌رود، آقای رضوی سعی برآن دارد تا خواننده را با بیان داستان هایی که در این دوره از سن با آنها درگیر است همراه کند.

از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به اطلاعات به روز و در خور فهم جوانان اشاره کرد، قلم روان و استفاده از کلمات ساده در داستان کمک به قابل فهم بودن روایت‌های کتاب کرده است.

برشی از کتاب ای کاش زودتر:

بی تفاوت نباشیم

جلوی در سالن ایستاده بودم. هوا ابری بود. دستانم را توی جیب‌های جلوی هودی فرو بردم. ریه‌هایم را از هوای تازه پر کردم و به آسمان نگاه کردم. اتفاق دیروز روی دلم سنگینی می‌کرد. دلم می‌خواست با یکی حرف بزنم تا فراموشش کنم. اما حوصله‌ی حرف‌های اضافه را هم نداشتم. خانم شاکری از در مدرسه وارد شد. تند راه می­‌رفت و چادرش موج می­زد. با دیدنش چیزی در ذهنم جرقه خورد.

تا وسط حیاط به استقبال‌ش رفتم. سلام کردم. تصمیم گرفتم ماجرای دیروز را برایش تعریف کنم. تا حرف‌هایم تمام شد چند بار از خجالت آن اتفاق تپق زدم. خانم شاکری با دقت به تمام حرف‌هایم گوش داد. بعد انگار چیزی یادش بیاید گفت: «بذار تو کلاس در این باره حرف بزنیم.»

قبول کردم و از هم جدا شدیم.

زنگ دوم خورد و خانم شاکری وارد کلاس شد. بعد از حضور و غیاب ازم خواست ماجرا را برای بچه­‌ها تعریف کنم. من هم شکسته بسته چیزهایی گفتم. ولی راجع به آن خانم مسن همه چی را با آب و تاب توضیح دادم. حرف‌هایم که تمام شد، دخترها شروع کردند به واکنش نشان دادن:

_ مگه زندگی ما به دیگران ربطی داره؟

_ بعضیا واقعاً فضولن.

_ چرا فکر می‌کنن می‌تونن تو موضوعی دخالت کنن که بهشون هییییچ ربطی نداره؟

_ ما نخوایم کسی نگرانمون باشه باید کجا بریم؟

_ مگه ما بهشون گیر می‌دیم که چرا چادر پوشیدن؟

_ من اگه به جای تو بودم می‌گفتم به شما هیییچ ربطی نداره.

_ چقدرم مغرورن. چرا خیال می‌کنن از ما بهترن!

حرف‌های بچه­‌ها اذیتم می­‌کرد. خانم شاکری ساکت بود. گاهی لبخند می‌زد و گاهی هم سرش را به علامت تأیید تکان می‌داد. دخترها ساکت شدند. خانم شاکری کنارم ایستاد. دستش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت: «من برای درسا و همه‌ی کسایی که اتفاقات این مدلی براشون افتاده واقعاً متأسفم. خیلی دردناک و زجرآوره. برای منم پیش اومده و الان احساس شما رو کاملاً درک می‌کنم.»

فهرست :

۱. ذهن ما باغچه است …

۲. این کار، شجاعت نیست، حماقته!

۳. مواظب خودت باش !

  1. بی تفاوت نباشیم
  2. زن زندگی آزادی
  3. گنجشک با کلاغ فرق داره!
  4. شلوار زاپ یخی!
  5. چرا به من گیر میدی برو جلوی اختلاسا رو بگیر؟
  6. سطل ماست!
  7. لذت فهمیدن!
  8. تو رو خدا کمکم کن…
  9. ما کجا تیپ بزنیم؟
  10. ما به هم وصلیم
  11. استنداپ کمدی
  12. تیشرت آبی
  13. حواست رو جمع کن
  14. مطمئن باشین ضرر نمی‌کنین
  15. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

توضیحات تکمیلی

شابک

۹۷۸۶۰۰۴۴۱۶۶۴۱

نویسنده

سید احمد رضوی

تعداد صفحات

۱۶۰

سال نشر

۱۴۰۳

نوبت چاپ

دوم

قطع

رقعی

نظر شما چیست؟

تجربه خود را با دیگران به اشتراک بگذار و به بهبود خدمات کمک کن.

ثبت نظر جدید
۰,۰ از ۰ نظر
۵ ۰
۴ ۰
۳ ۰
۲ ۰
۱ ۰

نظرات کاربران

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای «ای کاش زودتر» ثبت می‌کند

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرسش و پاسخ کاربران

برای پرسش و پاسخ از این قسمت استفاده کنید

۰ پرسش
پرسش شما پس از بررسی مدیر سایت نمایش داده می‌شود.
هنوز پرسشی ثبت نشده است. اولین پرسش را شما بپرسید.