توضیحات
روسیه
هنوز معترضان مقابل کاخ جمع نشده بودند که ناگهان مأموران تزار آنها را به گلوله بستند. آمار رسمی میگفت آن روز ۹۶ روس کشته و ۳۳۳ روس مجروح شدند، اما مخالفان تزار میگویند مأموران تزار بیش از ۴ هزار روس را کشتند. برخی هم آمار هزار نفر را داده اند. کشتار ۲۲ ژانویه که به یک شنبهی خونین مشهور شد، چند نتیجهی مهم داشت. مردم نگاهشان به تزار به شدت تغییر کرد و دیگر شعار «پدر ما تزار» در تظاهرات شنیده نشد. از سویی مردم به شدت ترسیدند و تظاهرات در سن پترزبورگ کمتر شد، هرچند در دیگر شهرها اعتراضها جدی تر شد. در بندر اودسا ملوانان شورش کردند که تزار با شدت سرکوبشان کرد. از سویی تزار نخست وزیرش را فرستاد با انقلابیها مذاکره کند.
نخست وزیر ۹ اکتبر ۱۹۰۵ به تزار نوشت جنبش آزادی خواهی کنونی تازه به وجود نیامده است. ریشههای آن عمیقاً در گذشته قرار دارد کلام آزادی باید به کلام دولت تبدیل شود راه دیگری برای نجات کشور ما وجود ندارد. مسیر تاریخ را نمیتوان متوقف کرد اندیشهی آزادی مدنی پیروز خواهد شد؛ اگر از راه رفرم نشد از راه انقلاب انقلاب در روسیه همه ی آن چه را وجود داشته بدون هدف و بدون ترحم روفته و متلاشی خواهد ساخت. البته در این گزارش او هم سوسیالیستها را نادیده گرفت…
فرانسه
ژنرال وسرمان، فرمانده شان به کنوانسیون نوشت دیگر ایالتی به نام وانده وجود ندارد.» ارتش مردمی در مبارزه با دشمن هم به توفیق رسید و ارتش منظم و توانای پروس را در ۲۰ نوامبر در شمال شرقی فرانسه شکست داد ۲۴ دسامبر کنوانسیون تصویب کرد. شهر لیون هم از روی نقشه جغرافی حذف شود؛ چون لیونیها حامیان سلطنت بودند. در نتیجه ژاکوبنها روز به روز بر قدرتشان افزوده شد. آنها با گروهی که کشیش ژاک جمع کرده بود و اغلب از فقرای پاریس بودند علیه ژیروندونها، بورژواها و سلطنت طلبها متحد شدند سان کولوتها یا شلوار بلندها هم در این خشونت ها علیه بورژواها و اشراف عمل میکردند تا انتقامشان را از آنها بگیرند ماری و بسیاری از هوادران حکومت – حتی مردم عادی قتل عام شدند؛ اما این هنوز آغاز خشونتهای انقلاب بود در سه ماههی آخر سال ۱۷۹۳ مجلس ۱۷۷ حکم اعدام صادر کرد ۴۵۰۰ نفر را زندانی کردند و کاخها شدند زندان. تا ماه فوریه ، ۱۶۶۷ نفر در لیون زیر گیوتین رفتند حدود ۵۰۰ هزار زندانی و بین ۳۵ تا ۴۰ هزار نفر قتل عام شدند البته آمارهای بسیار بیش تر هم در دست هست. افرادی چون آندره ژید شاعر و لاوازیهی واضع علم شیمی هم میانشان بودند. جمهوری خواهان دلیلی نمیدیدند کسی را محاکمه کنند یا اگر محاکمه میکنند با تشریفات باشد. اینها را البته قانونی هم کرده بودند. مهمترین پیگیر این روبسپیر بود؛ دیگر کسی جرأت نمیکرد با او مخالفت کند که اگر میکرد.
